منوی دسته بندی

5 نظریه جالب درمورد خواب و رویا که نمیدانید

معنای خواب و رؤیا جایگاه آن در فلسفه بحثی است که کمتر فیلسوف برجسته ای از آن غافل مانده است و به برسی آن در دیدگاه نظری خود نپرداخته باشد. در این مطلب قصد داریم تا به طور خلاصه، تئوری های نظریه پردازان معروف را در این زمینه عنوان کنیم.

نظریه فلاسفه باستانی در مورد خواب و رؤیا:

یکی از نظریه‌های رؤیا از دیدگاه افلاطون است، از نظر افلاطون رؤیا دارای عناصر روانشناختانه است، از نظر افلاطون امیال حیوانی و پست در خواب انسان ظهور می‌کند، امیالی که در زندگی واقعی رانده شده و گناه است. نظریه فروید نیز دنباله‌رو نظریه افلاطون می‌باشد.

نظریه دیگر به ارسطو تعلق دارد، ارسطو در سه کتاب در مورد رؤیا و تعبیر خواب حرف زده است. او در آخرین مقاله خود تحت عنوان، “پیشگویی از طریق خواب”  با قطعیت دیدگاه سنتی در مورد قدرت رؤیا و نیروی آن برای پیشگویی را رد کرده است. ارسطو رؤیا را نوعی حرکت جریان خون و فعال کردن قلب می‌داند، از نظر او انسان به علت تعلیق درآمدن ادراک و قضاوت طبیعی‌اش، این تصاویر را در خواب می‌بیند و هیچ معنا و مفهوم دیگری نخواهد داشت.

خواب دیدن از دیدگاه روان شناسان:

اولین دیدگاه علمی به خواب و تعبیر خواب توسط زیگموند فروید مطرح شد. از نظر فروید رؤیا و خواب هیچ‌گونه معنای مذهبی و روان‌شناختی ندارد و تنها حاصل امواج عصبی انسان است. از نظر او رؤیای هر فرد تحت تأثیر محرک‌های درونی و خاطرات او است و علاوه بر این، محرک‌های بیرونی نیز می‌تواند بر محتوای خواب تأثیر بگذارد. این محرک‌ها و تأثیر آن‌ها بر روی فرد، در مرحله‌ای از خواب، کاهش می‌یابد، اما بازهم وجود داشته و نمی‌توان تأثیر آن را نادیده گرفت.

از نظر فروید رؤیا متأثر از امیال، نیازها و یا تفکرانی است که برای فرد غیرقابل پذیرش بوده، بنابراین به سمت ناخودآگاه او رفته است. این امیال و اندیشه‌ها محتوای رؤیا را تشکل می‌دهند. درواقع منظور فروید از رؤیا، ارضای نیازهای واپس رانده شده است.

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد. کتابهای زیادی در شصت و سه درصد گذشته، حال و آینده شناخت فراوان جامعه و متخصصان را می طلبد تا با نرم افزارها شناخت بیشتری را برای طراحان رایانه ای علی الخصوص طراحان خلاقی و فرهنگ پیشرو در زبان فارسی ایجاد کرد. در این صورت می توان امید داشت که تمام و دشواری موجود در ارائه راهکارها و شرایط سخت تایپ به پایان رسد وزمان مورد نیاز شامل حروفچینی دستاوردهای اصلی و جوابگوی سوالات پیوسته اهل دنیای موجود طراحی اساسا مورد استفاده قرار گیرد.

کارل یونگ و تفسیر رویا:

کارل یونگ متولد ۱۸۷۵ روان‌پزشک و متفکر سوئیس و شاگرد فروید بود. او بعدها از استاد خود جدا شد و نظریه‌هایی تحت عنوان روان‌شناسی تحلیلی ارائه کرد. کارل یونگ در زمینه تفسیر رویادر روانکاوی تحقیقات بسیاری کرد.

کارل یونگ گرچه مدل تفسیر رویا فروید را کاملاً رد نمی‌کند، اما معتقد است نظریه رؤیاهای فروید درباره بروز آرزوهای محقق نشده رؤیا بین ساده و خام است. او می‌گوید فرآیند جمع‌آوری تداعی‌های یک رؤیا می‌تواند در مورد پیچیدگی‌های ذهنی و روانی فرد آگاهی و بینشی به دست دهد؛ اما این روش ضرورتاً معنای رؤیا را به‌طور کامل بیان نمی‌کند.

بنا بر اعتقاد یونگ، دامنه تفسیر رویا بسیار وسیع‌تر از چیزی است که فروید به آن پرداخته بود و بیانگر کل پیچیدگی‌های ضمیر ناخودآگاه رؤیابین است. کارل یونگ برای تعبیر و تحلیل و تفسیر رؤیا دو روش عینی و ذهنی پیشنهاد کرد. در روش عینی اگر رؤیابین اشخاصی را می‌بیند مفهوم دیگری ندارد و آن اشخاص دقیقاً همان‌هایی است که دیده می‌شوند. مثلاً مادر همان مادر و دوست همان دوست است. اما در روش ذهنی اشخاصی که به خواب فرد می‌آیند، در واقع قصد نشان دادن یک جنبه از وجود رؤیابین را دارند.

در حقیقت هر یک بیانگر نوعی تفکر ناخودآگاه است که به‌شدت در ضمیر خودآگاه‌مان پنهان شده است و در رؤیاهایمان به صورت مستقل و آشکار درک می‌شوند. آشنایی با این الگوهای موجود در رؤیاهای فرد می‌تواند به او کمک کند که طرز تفکر ضمیر ناخودآگاه خود را شناخته و بخش‌های مجزای ذهن خود را به یکدیگر متصل کرده و درکی کامل از خود واقعی‌اش به‌دست آورد.

نظریۀ فعالسازی –سنتز:

یک دیدگاه قدیمی است که رؤیا را نوعی فعالیت مغزی می‌داند. درواقع دانشمندان این نظریه رؤیا را تلاش نافرجام ناحیۀ پیشانی قشر مخ، برای یافتن معنایی موهوم که در پس شلیک‌های تصادفی مغز است، می‌دانند. بنابراین اگر در رؤیا می‌دوید، یعنی مغزتان برای کنار آمدن با این شلیک نورون‌های حرکتی مربوط به اندام‌ها، تلاش می‌کند. هیجانات عاطفی نیز نوعی برداشت مغز از تحریکات خود به خودی دستگاه لیمبیک است.

نتیجه گیری:

حال حاضر هیچ توضیح و نظریه اثبات شده‌ای در مورد ماهیت خواب و تعبیر رؤیا به ثبت نرسیده است. اما برخی از محققان توانسته‌اند از طریق فیزیک کوانتوم این نظریه را تا حدودی تجزیه‌وتحلیل کنند. از نظر فیزیک در حالت خواب REM، مغز قادر به تشخیص نوعی از سیگنال است که ما در وضعیت آگاهانه نمی‌توانیم آن را درک کنیم. این سیگنال‌ها می‌توانند به آگاهی ما از آینده کمک کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *